ورود به همسریابی آغاز نو

رمز عبور را فراموش کرده ام
تصویر پروفایل فرناز
فرناز
36 ساله از شیراز
تصویر پروفایل مریم
مریم
36 ساله از کرج
تصویر پروفایل علی
علی
40 ساله از قم
تصویر پروفایل پویان
پویان
35 ساله از تهران
تصویر پروفایل مهدی
مهدی
41 ساله از تهران
تصویر پروفایل بی نام
بی نام
19 ساله از اسلامشهر
تصویر پروفایل رضوان
رضوان
32 ساله از اصفهان
تصویر پروفایل محمدحسین
محمدحسین
28 ساله از بوشهر
تصویر پروفایل ساناز
ساناز
33 ساله از دماوند
تصویر پروفایل مسعود
مسعود
45 ساله از کرمانشاه
تصویر پروفایل نازنین
نازنین
40 ساله از تهران
تصویر پروفایل مریم
مریم
31 ساله از تهران

سایت طهوران ازدواج موقت چند عضو دارد؟

ازدواج موقت طهوران بعد از اینکه ماشینت دور شد از در حیاط اومد بیرون و سوار ماشین دیگه ای تو واقعا آریایی.کجا میخوای بری ها کجا من امروز خواستم بیام موسسه

سایت طهوران ازدواج موقت چند عضو دارد؟ - ازدواج موقت


آدرس طهوران ازدواج موقت

چند دقیقه بعد رسیدیم اول آنا رفت و بعد از یه ربع هم من خانم رفیع رو بیارید تو اتاقم. مرتب کرده بود و دقیق انجام داده بود آتارفت بیرون. و بعد از چند دیقه اومد تو اتاق. یه برگه رو سمتم گرفت. آقای مدرس این فکس واسه شماست. ممنون. وبعد از دادن برگه رفت بیرون.

 به موسسه ازدواج موقت زنگ زدم

برگه رو ک خوندم به موسسه ازدواج موقت زنگ زدمو گفتم همه بچه هارو همه بگو بیان اتاقم واسه جلسه توام باید باشی ب عنوان مشاور حقوقی. چشم میگم و قطع کردم. متن نامه اینو گفته بودکه شرکت کره ای گروهی از مارو خواسته بودن برای شروع کارها و همکاریهامون بود. باید یه گروه واز بچه ها گلچین میکردیم. معدم سوز بدی زد و رفتم سمت سالن کنفرانس و همه بودن بعد از سلام و احوال پرسی با بچه ها ازشون خواستم ساکت باشن و جریانو واسشون تعریف کردم. وا از همه شون نظر خواستم و طهوران ازدواج موقت خیلی ساکت بود والبته اخم روپیشونیش پنهون نبود از من.

باید دلیلشو میپرسیدم ب وقتش بچه ها اینو اضافه کنم ک از بین شما ده نفر باید انتخاب شن ک پنج نفر با من بیان و پنج نفر هم گروه دوم با سایت طهوران ازدواج موقت میان حالا کسایی ک نمیخوان بیان ک جداست بحثشون ولی داوطلبایی ک میخوان اسماشونو رو این برگه بنویسن. و هر کدوم از شما مسئولیت یه چیزایی رو بر عهده میگیرین. بعد یه ساعت جلسه تموم شد و بچه ها رفتن سلف پایین برای نهار.

سایت طهوران ازدواج موقت رفت تو اتاقش 

سایت طهوران ازدواج موقت رفت تو اتاقش و هیچ حرفی نزد حتی سلام مطمئنم چیزیش شده. کسی نبود رفتم سمت اتاق طهوران ازدواج موقت و در زدم جوابی نداد. عین خودش رفتم تو. سرشو گذاشته بود رو میز و داشت زیر لب ب یکی فهش میداد. اهمممم. سرشو برداشت. سلام مهندس نمیای ناهار آریا تنهام بزار معلوم هست چه مرگت شده. نه ب هیچ کی ربط نداره حتی تو رفیق احسان حوصله این مسخره بازیارو ندارمآ میگی یا نه آریا این دختره تو خونه شما چکار میکنه.

آنا رو میگی نه لعنتی نه همون ازدواج موقت طهوران رو میگم شین ک اونجا نیست هتل آره جون خودت به منم دروغ میگی ها مثال من هم کارتم دوستتم داداشتم بد بخت فکر کردی کوچیکترم بارم نیست. آره شین اونجاست و قرار زن من بشه و با هم بریم اونجا زندگی کنیم البته بعد از اینکه یک سالی ک باید حتما عقد هم بمونیم و بعد از اون موسسه ازدواج موقت رو راضی میکنم.

ازدواج موقت طهوران بعد از اینکه ماشینت دور شد از در حیاط اومد بیرون و سوار ماشین دیگه ای تو واقعا آریایی.کجا میخوای بری ها کجا من امروز خواستم بیام موسسه ازدواج موقت رو ببرم ک دیدم شد.ها معلوم نیس چه ریگی ب کفششه باشه طهوران ازدواج موقت شین خواب بود چی داری میگی. نداریم.میفهمی آریا اینا از اولم مشکوک بودن با این قرادای که باهاشون بستیم هیچ راه فراری خوب من ازدواج موقت طهوران و دوست دارم اگه حتی بدم باشه باهاش زندگیمو میکنم. و اموالمونو به باد نمیدم طهوران ازدواج موقت. سایت طهوران ازدواج موقت اومد یقه لباسمو گرفتو گفت.نمیزارم روانی احمق نمیزارم هرچی میخوای بکنی.و بری کره ک چی بشه ما دوباره از اول همه چیزو میسازیمش. من با حالت مسخره ای گفتم آره میسازیمش.حتما. باباهامو اگه نبودن کی مارو میرسوند اینجا. درسته ما تلاش کردیم اما اونا همه سرمایشونو ریختن پای ما.

میفهمی سایت طهوران ازدواج موقت.

میفهمی سایت طهوران ازدواج موقت. احسان نشست رو صندلی و سرشو بین دستاش گرفت. آریا باید یه کاری کنیم. کی مارو اورده تو این بازی میدونه اما. من نمیزارم تو بیش از این سختی بکشی تو ام یکی مث منی من اسرار داشتم احسانو آروم کنم. چون خودم همه راه هارو رو رفته بودم تا بتونم این قراردادو فسخ کنم. طهوران ازدواج موقت من عاشق شین شدم میخوام باهاش باشم کاری نکن سهم توام میخرم.

مطالب مشابه